تبليغاتX
یادداشت های یک زندانبان
از هر چه که آن طرف دیوار می گذرد

" تمامی پرندگان را خواهیم کشت.

همه‌ی پرندگان را، آری همه‌ی پرندگان را."

این را کلاغان گفتند

در هوای گرگ و میش سپیده‌دم.

 

در سکوت شبانگاهی شنیدم

که کشتار می‌کنند پرندگان را در صحنه‌ی باغچه

و کنون بر من آشکارا شده

که از مرغان نغمه‌خوان دیگر خبری نیست در باغ به هر بامداد.

غمی جانکاه نشسته در جان.

همه‌ی پرندگان

همه، همه‌ی پرندگان را آنها گفتند

و بالهای سیاه را حس کردم، به هم خوردنشان را در اطرافم

و چشمان زرد کلاغ را که از آن میان خیره شده بود به من

پرسیدمش: کلاغ سیاه! در پی که می‌گردی؟

در اندرون جمجمه‌ام ندارم پنهان هیچ مرغی را.

گفت مرا: همه، همه‌ی پرندگان

همه‌ی آنها را خواهیم کشت ما.

آنگاه، ترس بر من مستولی شد؛

نکند شبانگاهی همراه هجوم خیل تاریکی

جمجمه‌ام را بشکافد

با منقار شکافنده‌ی خود، بکاود آن را

و بنگرد آیا در آشیان اندیشه‌هایم

مرغان ِ پنهان ِ نغمه‌خوانی پناه گزیده‌اند؟

 

اکنون در هرکجای می‌روم

چشم زرد کلاغ را بر گردنم حس می‌کنم.

حس می‌کنم در روحم زخمی کاری نشسته

روحم پرنده‌ای را ماند که سر از تنش جدا گشته.

و هنوز آوای کلاغان طنین‌انداز است در عرصه‌ی آسمان:

" همه، همه را خواهیم کشت. همه‌ی مرغان نغمه‌خوان را."

 

                                            " دان زاجک "

                                                 1929

پی نوشت: دان زاجک، شاعری اسلاو تبار است. پیشه اصلی او کتابداری در کتابخانه هاست و مجموعه ای از اشعار او در سالهای ۱۹۵۸ و ۱۹۶۱ به چاپ رسیده است.  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 22:30  توسط آمین  | 

زنان به علت جنسیت شان شکل دهنده یک گروه آسیب پذیر در زندانها محسوب می شوند. اگر چه نوسانات چشمگیری در مورد وضعیت و احوال زن در کشورهای گوناگون وجود دارد، دلایل و عوامل شدت و قوت آسیب پذیری و نیازهای ارتباطی به طور مشترک در اکثریت آنها به چشم می خورد. این عوامل عبارتند از:

۱- چالش هایی که آنها در ارتباط با دسترسی به یک عدالت اجتماعی و قضایی، حداقل همانند مردان در اکثر کشورهای جهان مواجه اش هستند.

۲- قربانی شدن غیرمتجانس( نامتناسب) از نظر سوءاستفاده های جنسی یا فیزیکی قبل از محکومیت به زندان

۳- نیازهای سطح بالای مراقبت بهداشت روانی که غالبا از خشونت های خانوادگی و سوء استفاده جنسی نشات گرفته می شود

۴- فشار روانی(استرس) بیش از حد ناشی از محکومیت زندان که به زنان وارد می شود و ممکن است منجر به مشکلات بهداشت روانی و یا تشدید ناتوانی های روانی شود

۵- سوءاستفاده جنسی و خشونت علیه زنان در زندان

۶- فشارها و دغدغه های شدید روانی و روحی که بسیاری از زنان زندانی به جهت احساس مسئولیت در مورد کودکانشان، اعضاء خانواده و دیگر وابستگان تحمل می کنند

۷- نیازهای بهداشت روانی ویژه جنسیت که نمی تواند به حد کافی در زندان برآورده شود

۸- برچسب یا انگ بدنامی - بعد از ترخیص از زندان- قربانی شدن و طرد از سوی خانواده ها

 چالش هایی در راستای دسترسی به عدالت برای زنان:

اگر چه تمام افرادی که در فقر زندگی می کنند در راستای دسترسی به عدالت - در اکثر کشورهای جهان- با چالش بسیار مواجه هستند، اما مشکلاتی که زنان با آن دست و پنجه نرم می کنند، به واسطه عوامل بسیاری که مستقیما به جنسیت آنان مربوط می شود عموما بیشتر است. این عوامل شامل؛ تبعیض در زمینه هایی از قبیل تحصیل، اشتغال، ازدواج، طلاق، حق برخورداری از فرزند و...می باشد و از آنجا که بسیاری از زنان در سیستم عدالت جنایی از بخش های حاشیه ای و فقیرنشین جامعه بوده یا از گروههایی هستند که در آن فعالیت های اجتماعی از قبیل تحصیل و اشتغال، به دلیل نقش پررنگ الگوهای تحمیلی جنسیتی- بر اساس آموزه های مذهبی و آیینی یا احساسات کلیشه ای- منع دارد،بخش عظیمی از ایشان در هنگام اقامت در زندان، امکان انتخاب وکیل و پیگیری مطلوب وضعیت قضایی خود ندارند همچنین غالبا به علت بی سوادی از حقوق اولیه و قانونی خود نیز بی اطلاعند. این امر به خصوص زنان زندانی را در معرض خطر امضاء بیانیه ها یا اعتراف نامه هایی که دارای بار قانونی و جزایی جدی هستند و براساس اجبار یا تهدید اخذ می شوند قرار می دهد. همچنین عدم وجود و حضور نماینده یا وکیل قانونی می تواند باعث تعلل بی اندازه در روند تکامل پرونده و جریان عدالت جنایی گردد.

زنان همچنین در برابر سوءاستفاده جنسی و دیگر اشکال خشونت فیزیکی و روانی، که در بازداشتگاه ها یا زندانها ممکن است برای کسب اعتراف به جرائم مرتکب نشده اعمال شود به شدت آسیب پذیرند. گزارشهای متعددی در خصوص بدرفتاری با زنان به جهت اخذ اعترافات اجباری( غالبا از طریق اثر انگشت) برای تائید اظهاراتی که محتویات آن را نیز نمی دانند وجود دارد که البته در برخی سیستم های قضایی دنیا که اعتماد بیش از حد به اعترافات به عنوان مدرک و شهود وقوع جرم وجود دارد، این گونه اظهارات بدون اثبات می تواند شکل دهنده بنیان های حقوقی جرم و اساس صدور احکام قضایی شود! در این میان زنانی که از گروه اتباع بیگانه غیرمقیم هستند نیز به علت ندانستن زبان، نبود هرگونه شبکه اجتماعی برای کمک به ایشان در اکثر مواقع، حتی نداشتن آگاهی کافی در خصوص حقوق قانونی شان در یک کشور بیگانه و نیز آسیب پذیری به ویژه در طول مدت اعتراف، از جمله اقشار ویژه آسیب پذیر محسوب می شوند.

 در زندانهای دنیا بر زنان چه می گذرد؟

ایالات متحده امریکا:

بر اساس یک گزارش، بیش از 43 درصد زندانیان زن قبل از ورودشان به زندان متحمل سوءاستفاده جنسی شده بودند. در گزارش دیگر چنین اشاره می شود که 85 درصد زندانیان زن از نظر فیزیکی و جنسی در بعضی اوقات زندگی شان مورد سوءاستفاده قرار گرفته اند. بیش از 30 درصد زنان زندانی در زندانهای ایالتی ابراز داشتند که جرمی که آنها را روانه زندان کرده به خاطر کسب درآمد برای برآورده ساختن نیازشان به مواد مخدر بوده است.

کانادا:

82 درصد از 102 نفر زندانی زن در زندانهای کانادا برابر اظهارات خود متحمل سوءاستفاده جنسی و فیزیکی بوده اند. دو سوم این افراد دارای فرزند بوده و بسیاری از ایشان به شدت نگران سلامت جسمانی کودکانشان هستند.

بریتانیا:

80 درصد زندانیان زن، متحمل مشکلات بهداشت روانی قابل تشخیص اند. 66 درصد زنان زندانی وابستگی شدید به مواد مخدر داشته و یا الکل را با مواد افزودنی خطرناک استعمال می کنند. 50 در صد از ایشان خشونت خانوادگی را تجربه کرده اند و 33 درصد متحمل خشونت های جنسی بوده اند. 37 درصد از ایشان ابراز کرده اند در برخی اوقات در طول حیاتشان قصد خودکشی داشته اند.

ایران:

علی رغم مشکلات و موانع موجود در خصوص انجام تحقیقات جدی و بنیادین توسط  گروههای کارشناسی مجرب و مستقل، در حوزه جرائم ارتکابی زنان، یافته های حاصل از یک  بررسی و تحقیق در مجموعه زندانهای استانی جنوبی نشان می دهد 44درصد از زندانیان زن در خانوار بالای پنج نفر زندگی می کنند یا در واقع آنها سرپرستی شان را بر عهده دارند.42درصد از پدران و 52درصداز مادران  زندانیان بیسواد بودند که نشانگر درصد بالای بیسوادی در مجموع و در مورد مادران آنها بطور خاص است. رتبه بندی عددی شاخص جرم نشان داد؛ زنانِ مجرم بیشتر در حیطه های مجرمانه جنسی و خانواده (32درصد) بعد از آن در حیطه مواد مخدر و سرقت و سپس قتل مرتکب بزهکاری شده اند. حیطه اول را می توان زمینه مجرمانه زنان( مختص کشورهایی با فرهنگ و هنجارهایی این چنین) نامید؛ هر چند مواردی نیز در مردان با عنوان بزهکاری فوق لحاظ می گردد. ولی همانطور که در بخش مقدمه آمده رده دوم رفتار بزهکارانه زنان را جرایم مواد مخدر  و سرقت و قتل که سابقاً در استیلای مردان و جرایمی مردانه به حساب می آمد؛ تشکیل می دهد.
مقایسه روند سالانه بزهکاری زنان نشانگر رشد بالای(8درصد) حجم این جرایم در زنان زندانی است. درصد بسیار پایینی از مادران زندانیان (12درصد) در خارج از خانه و سابقه اشتغال داشته اند و حجم بسیار پایینی نیز دارای سوابق کیفری بالاتر از سه مورد بوده اند. اما اکثریت (بالای50درصد) دارای دو پیشینه کیفری هستند. این آمار وجود پیش آگهی رفتار بزهکارانه و نابهنجار را در زنان سرپرست خانوار گوشزد می نماید. درصد بالایی از زندانیان زن (42درصد) دارای سطح سواد پایین و در واقع کم سواد به حساب می آیند. میانگین سنی آنها 34 سال و متوسط تعداد فرزندان 3 نفر بود.

جدای از تحقیق فوق آنچه از شواهد برآمده و تجربیات شخصی عینی نشان می دهد، فقر مادی و فرهنگی، خشونت خانوادگی و تبعیض یا تجاوز جنسی از مهمترین و شاخص ترین عوامل گرایش زنان به ارتکاب جرم و ناهنجاری های اجتماعی ست.

پی نوشت: این یادداشت با نگاهی به کتابچه راهنمای "زن و محکومیت زندان" تهیه شده توسط دفتر مقابله با جرم و موادمخدر سازمان ملل متحد(وین) واصله از دفتر مدیر کل امور بین الملل زنان و حقوق بشر وزارت خارجه نگاشته می شود.

                                                                    ادامه دارد....

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388ساعت 15:0  توسط آمین  | 

دستهایش را از دو طرف گرفته بودند و از پله می کشاندنش بالا. پاهای پسرک نمی رسید به زمین و همین طور که رد می کرد یک به یک پله ها را تاب می خورد توی هوا. سرش یک وری پایین بود و با آن سینه فراخ و دستهای باز به مسیح کوچکی می رفت که به صلیبش کشیده اند.خنده های ریزِ سرخوشانه و گاه گاهش اما که می پیچید توی راه پله اداره، می فهماند به آدم که بدش هم نمی آید از  آن آویزانی و تعلیق روی دست های مادر و مادر بزرگ.

رسیدند به طبقه دوم، سد کردم راهشان را که " با این وضع این جا چه می کنید؟". زن جوان دستش را گرفت سمت اتاق و با انگشت، میز کارم را نشانه رفت و پرسید" آن آقا... کجاست؟ ". گفتم " خودمم، بفرما". گفت " ملاقات حضوری می خوایم با آقام". گفتم " می نویسم بروید ملاقات کابین. از پشت شیشه ببینیدش" و بعد راه افتادم که بروم سمت اتاق. پشت سرم صدایی بلند شد که " خیر ببینی...فقط به خاطر این بچه". برگشتم که چیزی بگویم تا شاید بروند و اصرار نکنند. دیدم پسرک با سینه فراخ و دستهای باز، بی اتصال به مادر و مادربزرگ ایستاده وسط راهرو. زن جوان گفت" از صبح بهونه پدرش رو گرفته. می گه می خواد بقلش کنه! از پشت شیشه که نمی شه.. آقا...فقط چند ثانیه ". قدم که برداشتم، پسرک بالهایش را بست و یکباره سرش را گرفت بالا. دیدم که چشم هایش سر جایش نبود! روی صورتش دو حفره سیاه داشت که تمام من را یکباره کشاند درون خودش. گم شدم آن تو...و هنوز هم گُمَ م...

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 1:58  توسط آمین  | 

واژه ها و اصطلاحاتی که در این بخش می خوانید الزاما در مورد زندان نیست و خاستگاه آنها نیز فقط زندان نیست ، اما در زندان این واژه ها و اصطلاحات مورد استفاده قرار می گیرد.

م)

مُخ توی فرغون ریختن: با وراجی و زبان بازی کسی را متقاعد کردن

معده ای: مواد مخدری را که از را ه معده و به واسطه بلعیدن حمل و نقل می کنند

مال خر: کسی که انواع مواد را می شناسد و کیفیت و مرغوبیتش را تشخیص می دهد. کارشناس مواد!

متوجه همراهته؟: متوجه هستی؟

منبع اش تخته: شکمش سیر است

مامان بازی: روز ملاقات زنان. روزی که خانم ها برای ملاقات با اقوام مرد زندانیشان به زندان می آیند

ما رو گرفتی؟: مسخره می کنی؟

مکافات: به کناره های فلزات تخت که بعد از تیز کردن وسیله ای برنده شده و نگهداری آن در زندان برای شخص ممنوع و دردسر ساز است

ماهواره: به فرد زندانی می گویند که تعادل روحی و روانی نداشته باشد. مثال" فلانی زده به ماهواره"

ماهواره: آدم فروش

ما بچه فیروز بهرام نیستیم: ما لات هستیم. وقتی می خواهند اثبات کنند آدم های بزن بهادری هستند می گویند

ما بودیم و اینا، مامانم اینا: نوعی موزون حرف زدن در وسط جمله است. وقتی حرف را عوض می کنند هم می گویند. مثلا وقتی غریبه ای از راه می رسد که جلوی او نباید حرف زد، این جمله را می گویند

ما به درختایی ریدیم که تو برگش بودی: ما خیلی بزرگتر از تو هستیم. روت رو کم کن. وقتی می خواهند طرف را تحقیر و خودشان را بزرگ کنند می گویند

ما خومون قاپ قمارخونه ایم: در مقابل کسی که زیاد خودش را خلافکار نشان می دهد و برای اثبات این که ما خودمان این کاره ایم گفته می شود

ماده سی و هفتی: کسی که از ماده 37 آیین نامه قدیمی زندان استفاده کرده. طبق این ماده زندانی ای که دچار اختلال روانی است و در حالت دیوانگی قرار دارد طبق تشخیص پزشک قانونی آزاد می شود. ماده سی و هفتی زندانی ای است که یا شامل این قانون می شود و یا چنان رفتار می کند که بتواند به استناد این ماده آزاد شود

ما رو به پوست پیاز فروختی: مترادف ما رو زدی به پات. برای وقتی که رفیقی رفیقش را بفروشد یا نادیده بگیرد گفته می شود. ما را ارزان فروختی

ما رو زدی به پات: در مورد کسی که دوستش رابفروشد یا او را نادیده بگیرد و برای حفظ خودش رفاقت را زیر پا بگذارد، گفته می شود

ما رو...سه دس، صبح و ظهر و عصر، نخود لوبیا عدس، آچار پیچ گوشتی انبردس، صغری کبری اقدس، پس کی می گی بس؟: یکی از شیوه های حرف زدن در فضای لمپنی. به نوعی قافیه چینی و موزون سخن گفتن در گفتار بر می گردد. مثلا در عبارت فوق وقتی که کسی زیاد اذیت می کند به او این طور جواب می دهند. این عبارت تا حدی شبیه به بحر طویل است و جز جمله اول معنی و مفهومی ندارد و بقیه آن برای آهنگین صحبت کردن از یکسو و جلوگیری از ادامه صحبت طرف مقابل است. گاهی اوقات آوردن عبارات طولانی تر در مقابل طرف نوعی خودنمایی است

ماست کش: بیخ ِ خِر. ماست کش طرف رو گرفتن " یقه طرف رو گرفتن. از نقطه ضعف او استفاده کردن و او را وادار به انجام کاری کردن". به  عنوان نقطه ضعف هم معنی می دهد

ماشین رو: کسی که ضبط یا وسایل ماشین می دزدد. معمولا با توجه به این که سرقت بسیار تخصصی است یک سارق فقط شی خاص یا محل خاصی را سرقت می کند. " ماشین رو" فقط وسایل ماشین را می دزدد. این اصطلاح ویژه سارقان است

ما که سیر شدیم ...ونِ لق هر چی گرسنه اس: بعد از غذا خوردن می گویند

مال: درست و حسابی. خوب. به جنس خوب می گویند. معمولا به آدمی یا چیزی که ارزش مادی داشته باشد گفته می شود

مالاسیدی: ترکیب مالیدی و لاسیدی. مترادف " مالیدی، چائیدی. تکیه کلامی است برای رو کم کنی صمیمانه!"

مال این حرفا نیستی: این کاره نیستی. اهمیت نداری

مال خر: کسی که جنس دزدی می خرد. مترادف: شر خر

مال نیست: خوب نیست

مالی: زندانیانی که جرایم مالی دارند؛ از قبیل صدور چک بلا محل، فروش مال غیر، خیانت در امانت، اخلال در نظم اقتصادی و...

مالیدیشن: مالیدی با tion  انگلیسی آمده، به معنی ماست مالی کردن. مانند" ماست مالیدیشن. ماست مالیزاسیون هم گفته می شود". مثال " اوضاع رو مالیدیشن کرد"

مال یه دیقه شه: مال یه شب جمعه شه

مال یه شب جمعه شه: این که چیزی نیست. این مال یه دقیقه شه. وقتی خصوصیت بد یک خلافکار را می گویند گفته می شود. مثلا وقتی می گویند" فلانی پنجاه میلیون سر فلانی رو کلاه گذاشت" جواب می دهند" اون که مال یه شب جمعه شه"

مامان: خوب. جالب. باحال. "خیلی مامانه" خیلی خوبه. " یه فیلم دیدم مامان" فیلم خوبی دیدم. " خیلی مامانی یه" خیلی خوبه

مامان بالانس: آدم دوست داشتنی و خوب. اصطلاح بالانس از ورزش ژیمناستیک آمده مانند" آفتاب بالانس" و "مهتاب بالانس"

مامان تا، سامانتا: با تاکید بر حرف "ن" گفته می شود. خیلی خوب.مامانی.مامان. باحال. جالب. آدم جالب. آدم باحال

مامان! قیمت سیگاری چنده؟: عبارتی است که برای رو کم کنی معتادان سوسول و بالاشهری گفته می شود. معمولا وقتی زندانی شمال شهری و کلاس بالا از وضع سالن و زندان گله می کند، به او می گویند. معادل" مامان جونم! آب هویجم کو؟"

مامی اش از آمریکا برگشته: به آدم سوسول می گویند. در مورد زندانی که ادعا می کند دائما به خارج می رود یا تازه از خارج آمده یا از وضع بد و کثیف زندان زیاد ابراز ناراحتی و نارضایتی کند می گویند

 پی نوشت: اگر میلتان کشید، در صورتی که واژه‌های دیگری را هم شما می‌شناسید یا که پیدا کردید، برای این صفحه بفرستید تا به فرهنگ لغت زندان اضافه کنیم.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 13:24  توسط آمین  | 

مهرداد را نزدیکی های عصر، وقتی که سخت مشغول بودم به تدارک دیدن امورات مربوط به اشتغال زندانیانِ رای باز، عودت دادند به زندان. با دستور قضایی و برای انجام پاره ای تحقیقات درباره دزدی هایی که می گفتند کار اوست یک ساعت پیش تحویلش گرفتند و حالا که برش گرداندند پیراهنش خونی و پاره بود. رمق ایستادن نداشت ، دست هایش را با پارچه نازک خون آلودی سفت از ساعد بسته بودند و از دست چپش همین طور خون بود که می چکید روی زمین! پرسیدم از مامور بدرقه اش ماجرا را، گفت " تو بازداشتگاه با تیغ رگ دو تا دستش رو از مچ زده!".

مهرداد را هدایت کردم به اتاق بازرسی و به افسر نگهبان وقت گفتم ماجرا را صورت مجلس کند و تا وضعش مشخص نشده تحویلش نگیرند از مامور آگاهی. مهرداد آرام رفت و نشست روی نیمکت توی اتاق و من هم در را بستم و نشستم پشت میز روبرویش. سرش پایین بود و همین طور تند و تند نفس می زد. صدایش کردم که " سرت را بگیر بالا...". نفس عمیقی کشید و سرش را بالا گرفت. بغض کرده بود و سفیدی چشمهایش حالا دیگر به قرمزی می زد. گفتم " خودت زدی؟ ". سرش را انداخت پایین و آرام گفت " آره. تا استخون رسیده...". نزدیک رفتم و دوباره پرسیدم... گفت " راه داشت می کشتم خودمو...". گفتم " تیغ رو از کجا آوردی؟ ". گفت " افتاده بود کف ماشین ِ آگاهی". دروغ می گفت. از زندان که می بردنش جا ساز کرده بود احتمالا زیر زبانش. مقداری دوا درمانش که کردیم پرسیدم ازش که "چرا؟ ". نطقش باز شد که " پیشتر  اعتراف کرده بودم روی 6 تا سرقت. نامردا اما 12 تا برگه دیگه رو گذاشتن جلوم که انگشت بزن زیرش که یعنی کار توئه... نزدم...  اونها هم تا می خورد  زدنم...". بعد هم آویزانش کرده بودند انگار برای گرفتن اعتراف! مهرداد هم که کم تجربه و سابقه نداشت، برای خلاصی از عذاب، فرصت که دست داد تیغ را کشیده بود روی رگهاش! خب... موفق هم شده بود انگار!

پایان ماجرا چه شد، بماند، اما تجربه نشان داده است عموما افرادی از جنس مهرداد اهل رضایت و تمکینند و حتا اگر  احکام سنگینی مبتنی بر همین اعترافات جعلی و تحت فشار هم برایشان صادر شود نه از مجری قانون شاکی می شوند و نه مدعی. غالبا شکواییه آن دسته معدود هم که معترضند نه به جایی می رسد و نه حتا اگر  که برسد تاثیری در کلیت مساله خواهد داشت. اساسا آن جایی که صورت مساله خودش مساله دارد امیدی هم به حل مساله نمی رود. دو طرف یک معادله همیشه متاثر از تغییرات هر یک از طرفین معادله است. وقتی آمار و ارقام جرایم ، نامعقول و نامربوط همین طور بی قاعده می رود بالا یا که سوقش می دهند آنجا!، یا باید معادله و معامله را کلا به هم زد و طرحی نو درانداخت که اصولا در شرایط فعلی بعید است یا این که مثل همین قصه که ذکرش رفت با هر دوز و کلکی که شده، حتا به زور داغ و درفش سر و ته معادله را یک جوری هم آورد. که البته به گمانم این درست همان نسخه ایست که این روزها جماعت از مابهتران برای ما پیچیده اند...

پی نوشت: پیشتر  هم در اینجا و اینجا به بهانه ای دیگر، درباره ماهیت اعترافات و اقاریری که گاها در شرایطی سخت از متهمان گرفته می شود نوشته بودم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 0:0  توسط آمین  |